تبليغاتX
نیایش

نیایش

عاشورا و اتقلاب اسلامی

اي روشناي سرزده در ظلمت جهان جاودان بمان !

اي زيباترين و پرشكوهترين در تمام  هستي

ايران وطنم خاكم، ميهنم ترا سالهاست كه در حجم بودن خويش شناخته ام.

تو خوبي  مثل  البرز، زلالي مثل خزر  و سبزي چون  تمام باغهاي پر  از  رنگ رويا.

وطنم ايران اي صميمي تر از آب  و آئينه ! با ابهتي كه تمام كوه ها در مقابلش  قد خم مي كنند

در متن زندگيم ، در بلندترين نقطه  قلبم جا داري.

وطنم ايران  نامت را  بر  باد خواهم نوشت تا عطر صداقت را به دور دست  ترين قله ها  ببرد.

نامت را بر آب تمام درياها خواهم نوشت تا  بشكفند  و عطر افشاني كنند  و شوق بيافرينند   رهگذران خسته را.

نام  مقدست  را  با انگشتان  كوچك  كودكان  اين سرزمين در نور خواهيم  نوشت تا در  باور همه بنشانند كه اعظم ترين اسمهاست

نامت اي هميشه جاودان.

 

نهضت عاشورا به لحاظ ماهيت اسلام خواهى، اصلاح طلبى و ظلم ستيزى‏اش، همواره الهام بخش انقلابيون و حركتهاى اصلاحى بوده است. انقلاب اسلامى ايران نيز از آن سرچشمه سيراب شد و از محتواى عاشورا الهام گرفت. اين الهام گيرى هم از سوى‏ رهبر انقلاب بود، هم از ناحيه مردم. شرايط سياسى و اجتماعى ايران قبل از انقلاب، شبيه‏دوران بنى اميه بود. فساد و ظلم حاكميت داشت،اسلام در حال نابودى بود، تبليغات ضد اسلامى در اختيار طاغوت بود، ابتذال فرهنگى و غربزدگى، معروف شدن منكر، منكرشدن معروف، به زندان افتادن آزاد مردان، حيف و ميل بيت المال در راه عياشيهاى‏طاغوت، همه شرايطى را به وجود آورده بود كه اصلاحى عميق را مى‏طلبيد. تا زور بعنوان‏عامل استقرار حكومت نفى شود و معيارها حاكم گردد.

امام امت ‏«ره‏»، با الهام از عاشورا، روح حماسه و غيرت دينى را در مردم دميد، به‏حكومت اسلامى و حاكميت ارزشهاى قرآنى فرا خواند، مفاسد رژيم طاغوت را برشمرد و در دوران تبعيد هم از اين راه دست بر نداشت. مردم، مبارزات خود را بر ضد يزيد زمانه‏مى‏دانستند و از تبيين مفاسد معاويه، يزيد، ابن زياد و... ذهنها به مفاسد و مظالم طاغوتيان‏منتقل مى‏شد. مجالس محرم، منبرها، وعظها، نوحه‏ها رنگ و حال و هواى سياسى و انقلابى گرفت. حتى شعارهاى مردم در راهپيماييهاى ضد طاغوتى، پيوند انقلاب و عاشورا را مى‏رساند(رهبر ما خمينيه، نهضت ما حسينيه). عاشورا محور بسيج مردم و شور گسترى بر ضد طاغوت شد. عنصر شهادت به مبارزه مردم جان و روح بخشيد.  خانواده‏ها شهداى خود را به فرمان حسين زمان و محشور با شهداى كربلا مى‏دانستند.

امام امت، در سخنرانيهايش و نيز در مصاحبه‏ها، مشروعيت‏حكومت‏شاه را زير سؤال بر دو خواستار تشكيل حكومت اسلامى بود.آنگونه كه سيد الشهدا «ع‏» نيز با امتناع از بيعت، لافت‏يزيد را نامشروع و غاصبانه دانست. نگرش سياسى به حادثه كربلا و درس‏آموزى از قيام عاشورا، سر لوحه دعوت امام خمينى و همفكران او بود و اعلام اينكه همه‏جا كربلا و هر روز عاشوراست، تاكيدى بر اين برداشت بود.

 

قتل عام 15 خرداد،گرچه‏ بظاهر سركوب نهضت امام بود، اما خونهاى شهدا و افشاگريها و مبارزات بعدى، اذهان را براى يك انقلاب آماده ساخت. عاشوراى حسينى هم در ظاهر، با شهادت امام و يارانش‏به پايان رسيد، ولى همان حادثه، بذر تحركها و بيدارگريهاى عظيمى را افشاند و به بارنشست. امام امت، با توجه به قدرت جذب، الهام، سازماندهى و شور آفرينى كربلا وعزاداريهاى ايام محرم و دسته‏هاى عزادارى، اين سنت ديرين را بشدت،حمايت كرد. همچنانكه خطابه امام خمينى در 15 خرداد (12 محرم) آغاز اين نهضت بود، راهپيماييهاى‏تاسوعا و عاشورا  نيز در آخرين سال حكومت رژيم پهلوى، ضربه نهايى را بر آن زد. امام‏تاكيد داشت كه روحانيون و خطبا، حد اعلاى استفاده را از منابر حسينى در ماه محرم و صفر داشته باشند.بهره‏هايى كه عاشوراى حسينى به پيروزى انقلاب رساند، فراوان بود.

به تعبير امام امت: «اگر قيام حضرت سيد الشهدا «ع‏» نبود، امروز ما هم نمى‏توانستيم پيروزشويم.».  «واقعه عظيم عاشورا از 61 هجرى تا خرداد 61 و از آن تا قيام عالمى بقية الله‏ارواحنا لمقدمه الفداء، در هر مقطع انقلاب ساز است.». عاشورا و جبهه‏ها : پس از پيروزى انقلاب نيز، آنچه ملت را در مقابل استكبار جهانى، مقاوم و بى باك ساخت و امت انقلابى و رهبرى انقلاب، تن به سازش ندادند، همان درس‏عزتى بود كه از«هيهات منا الذله‏» ابا عبد الله آموخته بودند و آنچه كه در سالهاى دفاع‏مقدس، جبهه‏ها را گرم نگه مى‏داشت و سيل نيروى عظيم انسانى به جبهه‏ها سرازير مى‏شد و فتح الفتوح‏ها مى‏آفريد، درسهاى آموخته از كربلا و مكتب شهادت بود. امام امت‏فرمود:« انقلاب اسلامى ايران، پرتوى از عاشورا و انقلاب عظيم الهى آن است.»  و فرمود:

« اين خون سيد الشهدا است كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مى‏آورد.» آنچه عاشورا داشت، يك بار ايدئولوژيكى و انگيزه مكتبى براى مبارزه بود. اين محتوادر ذهن رهبر انقلاب و در دل پيروان او شكل گرفت و نهضت را پديد آورد و پس از پيروزى هم هشت‏سال دفاع خونين از انقلاب را اداره و تغذيه كرد. فرهنگ عاشورا و الهام از اسوه‏هاى كربلايى، حتى در وصيت نامه‏ها، پيشانى‏بندها، شعارها، سرودها، نوحه‏ها، تابلوهاى جبهه، رمز عمليات،مجالس ختم شهدا متجلى بود. وقتى فرماندهى‏مى‏گفت: « ما يك بار حسين را در كربلا تنها گذاشتيم و چهارده قرن، تحقير و تازيانه و توهين و شكنجه چشيديم، هرگز مبادا اين بار حسين‏«ع‏» را تنها بگذاريم‏»  اين عمق تاثير عاشورا را در دفاع مقدس ما نشان مى‏دهد. رزمندگان اسلام، به عشق حسين‏«ع‏» در جبهه‏ها تشنه جان مى‏دادند، انتظار و اميد حضور ابا عبد الله‏«ع‏» را بر بالين خود داشتند.

آنچه به پيشانى بندها يا پشت لباسهاى رزم‏خود مى‏نوشتند، پيوند جبهه و كربلا را مى‏رساند، از قبيل: مسافر كربلا، زائر كربلا، يازيارت يا شهادت، هيهات منا الذله، يا قمر بنى هاشم، يا ثار الله، يا حسين شهيد، يا سيدالشهدا، عاشقان كربلا، كل يوم عاشورا، يا ابا عبد الله، لبيك يا حسين و...

تابلو نوشته‏هاى‏جاده‏هاى جبهه نيز الهام از فرهنگ عاشورا داشت. غير از تعبيرات ياد شده كه گاهى در تابلو نوشته‏ها هم ديده مى‏شد، عباراتى اين چنين نيز،گوياى اين حقيقت است: هر كه‏دارد هوس كرب و بلا بسم الله، اگر خسته جانى بگو يا حسين،وعده‏گاه حزب الله صحن ابا عبد الله، رزمندگان تا كربلا راهى نمانده، راه قدس از كربلا مى‏گذرد، پيش به سوى حرم‏حسينى، بسيجى مسافر جاده‏هاى پر پيچ و خم كربلا و... دهها جمله ديگر.  نامگذارى برخى از عمليات نيز با الهام از نهضت عاشورا بود. عمليات محرم، مسلم بن‏عقيل، عاشورا، ثار الله، كربلاى 1 تا 10 و... از اين نمونه‏هاست. رمز عمليات نيز گاهى از اسامى مبارك حماسه‏سازان كربلا بود كه رزمندگان،شورى عاشورايى پديد مى‏آورد، همچون:يا حسين فرماندهى، يا ابا الفضل العباس، يا زينب، يا ابا عبد الله الحسين، همين كه‏رزمندگان خود را در مسير اهداف عاشورا مى‏ديدند، شور مى‏گرفتند و همين كه‏خانواده‏هاى آنان به جبهه حسينى سرباز مى‏فرستادند، صبور و مقاوم مى‏شدند، شهيدان‏جبهه‏ها را مسافران بازگشته از كربلا مى‏دانستند (اين گل پرپر از كجا آمده؟ از سفر كرب وبلا آمده) و عزيمت به جبهه را حركت به سوى حرم حسينى مى‏ديدند(گرفته‏ايم جان به‏كف و به كربلا مى‏رويم، پيش به سوى حرم حسينى) جانبازان بى دست را، اقتدا كنندگان‏به قمر بنى هاشم مى‏دانستند و مادران و خواهران و دختران شهدا را درس آموخته از زينب و سكينه‏«ع‏» مى‏يافتند و مادر چند شهيد را به‏ «ام البنين‏» تشبيه مى‏كردند و در حمايت از رهبرى انقلاب و اطاعت فرمان جهاد او، شعار «ما اهل كوفه نيستيم حسين تنهابماند» سر مى‏دادند. شبهاى حمله، با نوحه خوانى و سينه زنى و عزادارى براى امام‏حسين‏ «ع‏» روحيه مى‏گرفتند.

در آن سالها، عزيمت به جبهه، پاسخ به نداى‏«هل من ناصر»حسين زمان بود و جبهه‏هاى غرب و جنوب كشور، «كربلاى ايران‏» محسوب مى‏شد و شهدايى كه به‏عاشوراييان تاريخ مى‏پيوستند، سيراب شدگان از فرات عشق و علقمه يقين بودند و حتى‏«مفقود الاثر» ها، گمشدگانى در«حريم كربلا» تلقى مى‏شدند. اين باورها و برداشتها بود كه‏به امت ما آرامش و اطمينان مى‏بخشيد و رزمندگان را براى رفتن به جبهه، بى‏تاب‏مى‏ساخت. انقلاب اسلامى ايران و دفاع مقدس، در اهداف، انگيزه‏ها، شيوه مبارزه، روشهاى دفاع، روحيه مردم، شهادت طلبى و صبر، الهام گرفته از عاشوراست، تا پايان نيزبه اين فرهنگ وفادار مى‏ماند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 11:41  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

بانوی در بند

اي شكوه حماسه در سراپرده حيرت!

اي زخم خورده نينوا!

اي بانوي  خورشيدهاي در بند!

اي زينب قهرمان!

تو كه خود، وسعتي به اندازه همه سوگ هاي آفرينش داشته اي،

تو كه خود درياي بي كران اشك را، ساحل بودي،

چگونه بايد بر تو سوگواري نمود كه ما سوگواري را از تو يادگار  داريم

تو كه آواز سرخ كربلا را از حنجره بردباري ات،

به گوش تاريخ رساندي و اگر

اين حنجره صبوري  و آن نطق آتشين تو

در كاخ يزيديان نبود ، داستان جانسوز

آن ظهر عطشناك در كوچه هاي  تاريخ

به دست فراموشي سپرده مي شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 12:55  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

محرم ماه خون و قیام

سلام برتو (اى حسین بن على) و بر پدرانِ پاک و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهیدت، سلام بر تو و بر خاندانِ یارى دهنده ات (به دین الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن کشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اکبر، سلام بر آن شیر خوارِ کوچـک، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى که نزدیک (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خویش براى خدا) و شکیبا، سلام بر آن مظلومِ بى یاور، سلام بر آن جاى گرفته در خاکِ پاک، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن کسى که ربّ جلیل او را پاک و مطهّر گردانید، سلام بر آن کسى که جبرئیل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن کسى که میکائیل در گهواره با او تکلّم مى نمود، سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد...

 امام حسین (ع) به جهان آمد تا در هر زمان و در هر مکان ، آتشفشانی بر ضد ظلم و جور و استکبار و جریان طاغوتی، روشن کند و در هر محفلی یاد خدا و مکتب ناب  پیامبران را در دل ها شعله ور سازد،  بنابراین حسین (ع) مربوط به قرن اول نیست بلکه مربوط به همه قرون است ، بلکه برفراز همه سالها ، ماهها ، هفته ها ، روزها ، ساعتها، دقیقه ها و لحظه هاست، چرا که او در هدفش خلاصه می شود و هدف او نفی همه معبود های باطل و تثبیت معبود حق و خدای بی همتا و آیین پاک اوست.

 نتیجه اینکه: هرگز نباید او فراموش گردد و باید یاد او احیاگر دین پاک محمدی (ص) و افشاگر و خاموش کننده شعله های فساد باشد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 12:53  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

هفته بسیج مبارک باد

 

ولی امر مسلمین جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي):

بسيج به معني حضور و آمادگي در همان

 

 نقطه‌اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان

 

 (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن

 

نيازمند است.

ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر

 

 (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند

 

ناگسستني و هميشگي است.

 

ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان

 

مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و

 

شور و شعور همراه كرديد.

ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و

 

با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي كه هيچ

 

 خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.

 

ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت

 

 براي كشور است.

 

ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود

 

و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب

 

و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين

 

كشور لنگ است.

 

ـ انكار بسيج و بي‌احترامي به آن يا

 

نابخردانه است يا خائنانه است.

 

ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت

 

احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة

 

 بسيح به سازماندهي بسيجي و

 

به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.

 

ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر

 

صحنه‌اي كه لازم است دشمنان زبون را

 

مرعوب و منكوب سازند.

 

ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها

 

ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست,

 

 تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري,

 

به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

 

ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است,

 

اين بسيج در همة قشرها هست.

 

ـ ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان

 

 توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران

 

است باعث درخشان شدن بسيج شد.

 

ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته

 

  را از ياد نمي‌برد و غافلانه خو و دانشگاه

 

و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 8:20  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

میلاد نور

سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا!

 

سلام بر تو ای سفینه عشق!

 

مدینه را شور حضور تو پر کرده است.

 

شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین

 

نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی،

 

نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند،

 

 گهواره حضور تو پیدا شده است.

 

ای رهبر عاشقان و دلدادگان،

 

ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 8:43  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

بمناسبت ولادت امام جواد (ع)

 

زینتِ بخشندگان، امام جواد (ع) می آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل هابیل را به شادباش بنشیند. می آید تا چشمان آسمان را به روشنی سیمایش روشن شود و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد.

کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین، پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛ حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد. در زاد روز مولود مبارک رجب، با یک آسمان نیاز از یگانه بی همتا می خواهیم در دریای بی کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شیفتگان واقعی او قرارمان دهد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:42  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

لیله الرغائب

در روایت آمده است وقتی به ماه رجب وارد می شویم فرشته ای خطاب به بندگان می گوید

خوشا به حال اهل ذکر

خوشا به حال اهل طاعت

پس چه نیکوست این لحظات را قدر بدانیم و به ندای ( این الرجبیون ) لبیک گوئیم.

پس بیائید در شب آرزوها همه با هم آرزویمان ظهور مولایمان باشد تا انشاء ا... لیله الرغائب امسال با ( آمین ) آن حضرت برای همیشه در خاطرمان جاوید بماند و بعد از ادای فرایض این شب

صبح جمعه همه با هم با ندای ( این بقیه ا... ) آن یوسف غائب از نظر را صدا می زنیم شاید گشایشی حاصل شود.

وعده ما جمعه ۲۱/۴/۸۷

 ساعت ۶ صبح حسینیه قدس

با سخنرانی حجت الاسلام شیخ ابوالفضل صابری و مداحی حاج عباس حیدر زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 13:50  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

یاس کبود

السَّلامُ عليكَ أَيّتُها الصِّدّيقَةُ الشَّهيدَة


نمي دانم چرا رفتنت را به سوگ مي‌نشينيم ؟


كه يك آسمان پرواز،


به استقبال شكسته‌بالي‌ات، آغوش باز كرده بود.


و زمين،


در بدرقه‌ي هجده بهاري كه گل افشاندي،


تمام كوچه‌باغ‌ها را به آذين ياس كبود نشاند.

 

نه آن كه زمانه، قدردان قدر تو نبود و تازيانه‌ي سپهر، طراوت مهرت را مي‌ربود؟


نبودنت را باور نداريم...


كه جانهامان مسحور نور حضور توست.


و براستي هيچ خاكي تهمت پرده‌پوشي روشناي قامتت را به گردن نگرفت.


به پيشواز قدم‌هايت، گونه‌هامان را چراغان اشك مي‌كنيم و غبار راهت را به مژگان مي‌زداييم

 

 تا در محفلمان پاي گذاري و خطّ اماني بر برات نجاتمان بنگاري.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 12:40  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

سلام به خدا سیب سپیدار

پروردگارا ...

 

از تو به تو رسيدن طلب مي كنم

 

از خطاهايم در گذر و عيوبم را بپوشان و شيطانم را بران

 

نعمتهاي خود را از من مگير و كار مرا به غير خودت وا مگذار

 

به گناه خود معترفم آن را بيامرز

 

بديهاي من را با پرده عفوت بپوشان

 

مرا در زمره سپاسگزاران به حساب آر

 

و در عداد يادآوران نعمتهايت بشمار

 

روزي حلالت را بر من افزون كن

 

به بدن و دينم عافيت و آسايش رسان

 

مرا در سختيهاي روزگار و گردش ليل و نهار ياري كن

 

از هول و خطر اين جهان و رنج و محنت آن جهان نجاتم ده

 

خداوندا در اين لحظه مرا در زمره كساني قرار ده

 

كه حاجت از تو طلب كردند و به حاجتشان رساندي

 

                                                       آمین ...

 

 

 

و من ا... التوفيق

 

فرمانده پايگاه مقاومت بسيج آموزشگاه شاهد نیایش

 

اکرم غفاری

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:38  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  | 

بنال ای دل که دیگر ماتم آمد / بگری ای دیده ایام غم آمد

وفات جانسوز پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) به تمامی شما عزیزان بسیجی تسلیت باد.


در روز بیست و هشتم صفر سال 11 هـ .ق. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) در

مدینة منوره در 63 سالگی به شهادت رسیدند و مسـلمانان را در غـم و ماتمی بزرگ فرو

بردند.


دربارة‌ شهادت حضرت ختمي مرتبت علاوه بر حديث معروف امام رضا(علیه السلام)         

  « ما منّا الا مسموم أو مقتول» روايات ويژه‌اي نيز وارد شده كه در این جا به آن ها اشاره می

 شود: «حفصه شنيد كه بعد از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و اله) ابي بكر و عمر خلافت را

غصب خواهند كرد. این ‌خبر را به عايشه گفت و عایشه به ابي بكر و عمر خبر داد؛ آن‌ دو به

دختران خود دستور دادند تا هر چه زودتر كاري کنند كه خلافت به آنها برسد؛‌ سپس توطئه

کردند و تصميم گرفتند تا پيامبر(صلی الله علیه و اله) را مسموم نمايند و آن دو زن پيغمبر

(صلی الله علیه و اله) را مسموم و شهيد كردند».


رسول خدا از فعاليت‌هايي كه براي قبضه كردن خلافت انجام مي‌گرفت، ‌آگاه بودند‍‍؛ از اين رو

براي پيشگيري از انحراف تصميم گرفتند سندي مكتوب را براي جانشيني خود به يادگار

 گذارند تا ديگر هيچ گونه بهانه‌اي وجود نداشته باشد و براي آخرين بار تكليف امت خود را

مشخص كنند.


آخرين فرستادة خداوند در‌ آخرين لحظات عمر پر بركت خود، قلم و كاغذ طلب كردند.

عمر فرياد زد و ننگ‌آورترين و پست‌ترين كلمه‌اي كه مي‌توانست بگوید، بر زبانش جاري و

بشري را از مسير هدايت خويش منحرف كرد: «دعوه انّ ا لرّجل ليهجر، حسبنا كتاب الله ؛

رهايش كنيد! همانا اين مرد هذيان مي‌گويد!‌ كتاب خدا ما را بس است».


در آن جمع كنار بستر پيامبر ـ كه به اصطلاح به عيادت آمده بودند ـ عده ای به حمايت عمر

 برخاسته، گفتند: « عمر راست مي‌گويد!» عده‌اي ديگر با آن‌ها مخالفت كردند. نزاع بالا

 گرفت و پيامبر(صلی الله علیه و اله) به آن بي شرمان فرمودند: « از نزد من خارج شويد كه

 نزاع و درگيري نزد من سزاوار نيست!»


آيا اين وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ)بود مراعات مقام كسي كه قرآن درباره اش می گوید:  ؛

(پيامبر) هرگز به هواي نفس خود سخن نمي‌گويد. سخن او(هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى چيزي جز

 وحي خدا نيست» .


پس از ارتحال رسول خدا در حالي كه اميرمؤمنان(علیه السلام) به تدفين پيامبر مشغول بودند،

 عده‌اي از سران و سياستمداران مهاجر و انصار در سقيفة ‌بني ساعده گردهم آمده، به مجادله

و منازعه پرداختند تا جانشين پيامبر را تعيين كنند. در اين معركه عمر با زور و قلدري براي

 ابي بكر بيعت گرفت و منازعه را به نفع خودشان به پايان رساند .


بدن مطهرحضرت (صلی الله علیه و اله) که عمری در راه اعتلای كلمه توحيد تلاش و پيكار

 و در برابر انواع دشمني‌ها و دسيسه‌هاي مشركان ايستادگي كرد به خاک سپرده شد و نزد

پروردگار خویش آرام گرفت. اما حوادث پس از رحلت ايشان و بي‌حرمتي به بيت وحي و به

شهادت رساندن تنها دخترشان، ‌غصب خلافت و شکافتن فرق نازنین مولای متقیان علی(علیه

السلام) و... گويي، آرامش را حتي در آن عالم از حضرت رسول(صلی الله علیه و اله) سلب

كرد.


زبانة آتش هولناكي كه در كنار بستر پيامبر افروخته شد، در خانة اهلبيت پيامبر(علیهم

السلام) را سوزاند و باعث شد تا پهلوي سرور زنان عالم و تنها دختر او مجروح شود و

فرزندي كه در جنين داشت به شهادت رسد. آتش جنگ نهروان از همان آتش سقیفه نشأت

گرفت و بر اميرمؤمنان(علیه السلام) تحميل شد و در نهايت فرق همايوني حضرتش را در

محراب نماز غرق در خون كرد. گمراهي امت اسلامي از كنار بستر بيماري به اوج خود

رسيد و همان جهل و عناد باعث شد تا فرزند نازنين او، حسن بن علي(علیه السلام) مظلومانه به

 شهادت رسد. زبانه‌هاي همان آتش در روز عاشورا بر خيمه‌هاي حسيني افتاد واهل بيتش را

آواره بیابانها کرد. اين بلاي هولناك امامان شيعه(علیهم السلام) را يكي پس از ديگري به

شهادت رساند.


و اگر ما از درك و حضور امام عصر (عج) محروم هستيم، همه از كجراهي و انحرافي است

 كه پس از شهادت رسول گرامي اسلام (صلی الله علیه و اله) در مسير بشريت قرار گرفت.


گدازه‌هاي آتش سقيفه‌، وهابيت را به وجود آورد كه امروز پیروان مذهب تشیع را واجب القتل

 و زیارت را شرک می دانند شيعيان را از زيارت قبور امامان(علیهما السلام) خود محروم

مي‌كند و تخريب مزار امامان را لازم و واجب مي‌داند.


سقيفه نشينان و در رأس آنها عمر و ابابكر، مانع هدايت جامعه بشري به سوي كمال شدند و

امروز تمامي ظلم‌هايي كه بر بشر مي‌رود و تمام كجروي‌ها بر گردن آنان است ؛ باشد تا روز

واپسين و حسابرسي اعمال كه هركس به سزاي اعمال خويش خواهد رسيد!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:24  توسط مدرسه راهنمایی شاهد نیایش  |